سلطان خودخوانده فرش؛ سلبریتی‌سازی و القاب بادکنکی در صنعت فرش

سلطان خودخوانده فرش و القاب پوشالی؛ چه کسی این عناوین را باور می‌کند؟

«سلطان فرش» کیست و این عنوان با چه معیار تخصصی به برخی افراد داده می‌شود؟ آیا صرفاً شهرت و سلبریتی بودن می‌تواند فردی را در جایگاه کارشناس صنعت فرش قرار دهد؟ پشت پرده پرونده‌های بانکی و محکومیت‌های اخیر، بار دیگر این پرسش‌ها را درباره معیارهای اعطای این عناوین و میزان اعتبار آن‌ها مطرح کرده است.

به گزارش اقتصادگران، سال‌هاست لقب «سلطان خودخوانده فرش» در فضای رسانه‌ای و مجازی تکرار می‌شود، بدون آنکه مشخص باشد کدام مرجع تخصصی یا تشکل صنفی معتبر این عنوان را تأیید کرده است. پرسش اصلی این است که آیا فعالان ریشه‌دار و گمنام صنعت فرش دستباف ایران چنین جایگاهی را به رسمیت شناخته‌اند، یا این القاب بیشتر محصول رپرتاژهای سفارشی، مصاحبه‌های هدایت‌شده و برندسازی‌های اینستاگرامی است؟

فراتر از این عناوین، روایت‌های متناقض از زندگی شخصی و مسیر موفقیت نیز محل پرسش است. داستان‌هایی که از کودکی یتیم و پابرهنه تا تبدیل شدن به کارآفرین میلیاردر در هر مصاحبه با جزئیات و اعداد متفاوت بازگو می‌شود، بدون ارائه اسناد مستقل، اعتماد مخاطب را با چالش روبه‌رو می‌کند.

در شرایطی که بسیاری از تولیدکنندگان واقعی برای دریافت وام‌های محدود ماه‌ها درگیر تشریفات بانکی هستند، دریافت تسهیلات کلان متعدد و سپس ورود به فرآیندهای حقوقی برای تعویق یا عدم بازپرداخت آن، دیگر نمی‌تواند صرفاً با برچسب «هوش کارآفرینی» توجیه شود. چنین رویه‌هایی بیش از آن‌که نشانه‌ای از موفقیت باشد، نشان‌دهنده اشکالات ساختاری در تخصیص منابع و نظارت است.

زمان آن رسیده که به‌جای بت‌سازی‌های رسانه‌ای، عملکردها با معیارهای شفاف و قابل راستی‌آزمایی سنجیده شوند.

دکترمازیارمیرمحقق و پژوهشگر

پربازدیدترین ها